به بهانه برپایی نمایشگاه عکس "بم امروز"
ایران، کرمان، بم ساعت 4 بامداد و ناگهان دیگر هیچ، ای کاش زمان متوقف می شد. ناگهان دیگر هیچ، بم با خاک یکسان شد، آنچنان که به نظر می رسد سالیان سال هم دیگر بم به معنای شهر بم وجود نخواهد داشت.
در سال های اخیر و هر از چند گاهی شاهد بروز زلزله در جای جای ایران بوده ایم گاه نه چندان خسارت بار و گاه آنچنان فاجعه بار که تا سالیان سال داغ از دست دادن چندین هزار هموطن بر دل ما سنگینی می کند.
این واقعیت که ایران بر کمربند زلزله قرار گرفته، کتمان ناپذیر است و باید قبول کرد که با ساختمان های نه چندان مستحکم که در کلان شهرها و بافت قدیمی روستاهای ما، دور از انتظار نیست که باز هم در سوگ عزیزانمان بنشینیم.
چهار سال از واقعه جمعه پنجم دی بم می گذرد و هنوز چشمان منتظر بسیاری بر دست سرمداران سازندگی است که به وعده های خود جامه عمل بپوشاند و بمی را که قول داده بودند بسازند. آنچه که در بم به عنوان زندگی در جریان است، دستمایه نمایشگاه عکس "بم بمان" شده است که در نگارخانه لاله در پارک لاله تهران برای بازدید علاقه مندان گشایش یافته است.
حسن سربخشيان، اميد صالحي، حسين سلمانزاده، حسين فاطمي، محمد خير خواه، محسن شاهمردي، حميد صادقي، علي اکبر شير ژيان، هادي تبريزي، مژگان رمضاني و حامد عبدلي 29 خرداد همزمان با سالروز زلزله رودبار با نمايشگاه گروهي عکس "بم امروز" را در گالري لاله يادآوري مي کنند.
این 11 عکاس خبري و مستند اجتماعي همزمان با سالروز زلزله رودبار نمايش تصاويري از بم امروز را در گالري لاله ارايه مي کنند .
اين عکاسان طي ماه گذشته با سفر به شهر بم با تصوير وضع فعلي اين شهر ميزان تحولات، ساخت وسازها، وعدههاي عملي شده و نشده مسئولين و چگونگي جريان زندگي در اين شهر را در قاب دوربين هاي خود ثبت کرده اند
در اين نمايشگاه نزديك به 35 قطعه عكس رنگي و سياه و سفيد در قطع هاي 50 در 70 ، 30 در 40 و 100در 70 به نمايش گذاشته ميشود.
در كنار نمايشگاه "بم امروز" همچنين تعدادي كارگاه با موضوع يادآوري زلزله بم برگزار مي شود.
نشست تشكلهاي غير دولتي فعال در بم، حضور طرح باغ هنر بم، روزنامه نگاري بحران با حضور دكتر حسن نمكدوست و بررسي فعاليت هاي يونيسف در ايران از برنامههاي جنبي اين نمايشگاه است.
نمايشگاه گروهي عکس بم امروز که ساعت 16 روز سه شنبه 29 خرداد در گالري لاله واقع در پارک لاله افتتاح مي شود، تا هفتم تير ماه ادامه دارد.
اين نمايشگاه با همكاري گروهي از وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران كه به عنوان "انجمن بم بمان" فعاليت مي كنند، برپا مي شود
حسن سربخشیان عکاس نام آشنای عرصه خبر که همواره در رویدادهای خبری و اتفاقات مهم با دوربین خود به ثبت وقایع پرداخته، سرپرست این گروه عکاسی است. وی هدف خود و دوستانش در برپایی این نمایشگاه را آگاهی بخشی به جامعه توصیف می کند و می گوید: هدف اصلی در واقع آگاهی بخشی به جامعه و هشدار درباره در مورد این اتفاق طبیعی که همیشه می تواند در کمین ما باشد است، همانطور که در همین چند روز اخیر شاهد بروز زلزله ای در قم و مناطقی از تهران بودیم که می تواند باز هم زلزله را در کانون توجه قرار دهد.
وی خواستار توجه ای دوباره به بم می شود: عمده توجه کسانی که در این نمایشگاه حضور دارند، عکاسان، روزنامه نگاران، انجمن ها و تشکل هایی که این نمایشگاه را از روزهای ابتدایی تا به سرانجام رسیدن آن حمایت کردند، این است که علاوه بر توجه ای دوباره به بم، برای پیشگیری از موارد مشابه آینده که با شرایط اقلیمی ایران یک واقعیت غیرقابل کتمان است نیز تلاش کنیم.
سربخشیان که خود اولین عکاسی بود که فاجعه بم را از زبان دوربین به تصویر کشید در مورد برپایی این نمایشگاه می گوید: برای برپایی این نمایشگاه 30 خرداد سالگرد زلزله رودبار و منجیل انتخاب شد. 30 قطعه عکس از خرداد 86 بم گرفته شده که بم امروز را نمایش می دهند و در کنار آنها هشت قطعه عکس از زلزله بم 82 است تا مردم یک یادآوری از آنچه رخ داده است، داشته باشند. عمده انرژی این 10 عکاس این بوده که مردم فراموش نکنند آنچه که شاید دوباره اتفاق بیافتد هرچند این عکس ها زنده کننده خاطراتی است که چندان هم خوش نیست.
وی درباره تیم اعزامی 10 نفره عکاسی به بم توضیح می دهد: 10 نفر عکاسی که برای اعزام به بم انتخاب شدند یک سری از عکاسانی بودند که زلزله را در سال 1382 عکاسی نکرده بود. آنها بعد از چهار سال زندگی امروز بم را دیدند و آنچه که آنجا بود، عکاسی کردند. هرچند که هم اکنون در بم هست هر چه واقعیت است، اگر سازندگی بوده، اگر سازندگی کند بوده و هر چیز دیگری که در بم وجود داشته منظر دید این گروه بوده است.
وی در پایان می افزاید: ما سعی کردیم که بچه های این گروه عکاسی یک دید مستقل داشته باشند از آنچه که در زندگی امروز بم اتفاق می افتد. ما امیدواریم در صورت پیدا کردن یک اسپانسر مالی بتوانیم این نمایشگاه را در بم یا کرمان نیز برپا کنیم.
زلزله بم تنها حادثه بزرگ طبیعی نبود که ایران را در ماتم مرگ هموطنانش فرو برد. خبر حادثه که مخابره شد، کم نبودند کسانی که خاطره زلزله منجیل برایشان زنده شد.
پیش از 5 دی ماه 1382، بزرگ ترین زلزله، زمانی رخ داد که رودبار و منجیل لرزیدند و 40 هزار نفر پشت خاک را دیدند. آن زمان، خیلی ها هشدار دادند که زلزله، خشم طبیعت نیست، می توان آن را مهار کرد. کمی بیشتر از ده سال بعد، خاک نقطه ای دیگر از ایران زیر و رو شد، زمین نفسی کشید و دوباره آرام گرفت تا فرصتی دیگر.
طی 50 سال اخیر، 14 زلزله بزرگ، ایران را لرزانده است، از شمال شرق تا جنوب غرب و از شمال غرب تا جنوب شرق و با هر لرزش زمین به طور میانگین بیش از ده هزار نفر جان خودت را از دست داده اند.
بم امروز، تنها یادآور زلزله 5 دی ماه 3 سال و چهار ماه پیش نیست. ویرانه های بازمانده از زلزله سال 82، یادآور فراموشکاری ما است.
ما بعد از حادثه بویین زهرا در سال 1341، فراموش کردیم که ویرانی 200 روستا در غرب تهران، تنها هشداری به ماست که مراقب باشیم.
از یاد بردیم که بعد از زلزله خراسان در 1347، هر شهر دیگری می تواند قربانی لرزش زمین باشد.
از ذهنمان نگذشت که کشته شدن کمتر از ده هزار نفر در زلزله سال های 51 تا 56، تنها هشداری است برای حوادث خونین تر سال های بعد.
یادمان رفت که طبس، تنها بازمانده زیر و رو شدن طبیعی زمین نخواهد بود و سال 1357، به عنوان آخرین سال زلزله در ایران ثبت نخواهد شد.
خونین ترین حادثه سال های اخیر در رودبار هم تکانمان ندارد، کشته شدن چهل هزار نفر هم ما را بر نیانگیخت که کاری کنیم. شاید تنها یادمان ماند که در روزهای نخست زلزله بم، خودمان را به خرابه ها برسانیم، مرثیه ای بسراییم و از دولت و مسئولان گله کنیم که رسیدگی هایشان، مشکل مردم را حل نکرد.
بم امروز، حدیث فراموشکاری ماست که زلزله را حادثه ای برای نقطه ای دور از خودمان تصور می کنیم و عادت نکرده ایم برای آنچه وقوعش طبیعی و اجتناب ناپذیر است، کاری کنیم.
راستی اگر فردا نوبت ما باشد، خانه مان و خودمان آماده پذیرایی از زلزله هست؟
هر بار بعد از هر زلزله بزرگ، گروهی از جوانمردان در کنار نیروهای ملی و بین المللی، تمام هم و غم خود را گذاشتند تا برای بازمانده ها کاری کنند، ویرانه ها را سامان بخشند و زندگی را دوباره به آنچه زلزله بر جا گذاشته بازگردانند.
هر بار و بعد از انتشار آمار خرابی ها و کشته ها، مدیران و نویسندگان از لزوم توجه به زلزله و اهمیت آماده شدن برای آن گفته اند و نوشته اند. اینکه باید مقاوم بسازیم و اینکه اگر با همه مقاوم سازی ها زلزله خرابی پدید آورد چگونه خود را مصون بداریم.
و هر بار بعد از آخرین زلزله، گروهی یادآوری کردند که همه این ماتم ها و تذکرات را در آخرین زلزله هم گفتیم و شنیدیم و باز هم آنچنان زیستیم که پیش از آن زندگی می کردیم.
طیبه دهباشی بنیانگذار موسسه "همراهان بم" که در زمینه ارایه خدمات در زمینه های روانشناسی و مددکاری، به مردم بم کمک می کند، می گوید: من از فروردین 83 در بم حضور داشتم کارهایی که در شش ماهه اول در بم انجام شد نسبتا مثبت ارزیابی می شود و تمام سازمان های دولتی و غیردولتی آمده بودند که در سرویس دهی به مردم بم کمک کنند ولی متأسفانه بعد از اولین سالگرد زلزله دیگر هیچ نهاد دولتی و عموم نهادهای خصوصی از شهر بم رخت بربسته و آنجا را ترک کردند.
وی می افزاید: مسایل روحی روانی مردم بعد از بازسازی تازه معنی پیدا می کند یعنی بعد از اینکه خانه ها و شهر ساخته شد مردم متوجه کمبودها، نبود عزیزانشان و شرایط نامناسب زندگی می شوند. من فکر می کنم در شرایط خیلی بحرانی یک سری سرویس دهای های خیلی اورژانسی در موارد روانشناسی که ممکن بود خیلی نیز تخصصی نباشد داده شد ولی همان ها نیز رها شد.
وی به نبود حتی یک روانشناس در بم در اواخر سال 84 و اوایل سال 85 اشاره می کند: یکسال بعد از اولین سالگرد زلزله بم هیچ روان شناس و یا فردی که بتواند به مردم خدمات دهد وجود نداشت در صورتی که سوگ مردم تازه عمیق تر شده بود. من خود شاهد عمق فاجعه در این دوران بوده ام. افسردگی به طور گسترده در میان مردم شایع شده است.
دهباشی به اقدامات صورت گرفته توسط موسسه همراهان اشاره می کند: این موسسه با استفاده از افراد بومی و با همکاری یونیسف و وزارت بهداشت، درمان و علوم پزشکی به وضعیت کودکانی که هر دو والدین خود را از دست داده بود و نیز زنان بی سرپرست رسیدگی می کنیم زیرا این دو قشر شرایط بسیار خاصی دارند و نبود امنیت در شهر و مسایل تربیتی و حمایت های عاطفی آنها را دچار مشکل ساخته است.
وی ادامه می دهد: در حال حاضر 240 کودک را تحت سرپرستی خود قرار داده ایم و هر هفته آنها را ویزیت می کنیم. ما مانند بسیاری از نهادهای دیگر مستمری نمی دهیم بلکه با حمایت های عاطفی سعی از بازگرداندن آنها به مسیر اصلی زندگی و آشنا کردن کودکان با مهارت ها و کارکردهای زندگی هستیم تا بتوانند برای آینده افرادی توانمند بار بیایند.
وی عمق فاجعه را در شرایط زندگی در بم امروز اینگونه توصیف می کند: به چشم خود دیدم دختری 18 ساله به مردی 40 ساله پیشنهاد ازدواج می داد تا شاید بتواند در سایه آن مرد دو کودک تحت تکلف خود را بزرگ کند. به نظر من با این اوضاع چشم انداز مثبتی نمی توان تصور کرد. در بحث عموم مردم هم هر چند روند بازسازی طولانی تر باشد مسلما امید به آینده و اینکه مردم بم بتوانند در آینده با ثبات بیشتری زندگی کنند، کمتر است کما اینکه کسانی که در بهترین شرایط سال های اول اعتقادی به مهاجرت نداشتند اکنون که شهر به قولی در شرف بازسازی است به مهاجرت فکر می کنند.
