امدادرسانی ناكارآمد در ایران
همايون خيری
در اين مطالعه به روی فعاليت گروهی پرستار پس از زلزله بم تمرکز شد
بازنگری در روشهای مدیریت پس از بحران از جمله پیشنهادهای حاصل از یک مطالعه جدید است که هدف آن افزایش کارایی گروههای امدادرسان در ایران است که در زمان وقوع حوادث طبیعی به مناطق حادثه دیده اعزام میشوند.
نشریه بینالمللی "پرستاری" در جدیدترین شماره خود با انتشار گزارشی از شرایط امدادرسانی پزشکی پس از وقوع زلزله بم، فعالیتهای گروه کوچکی از پرستاران درگیر در امور امدادی را مورد بررسی قرار داده است.
در این گزارش، که توسط پژوهشگران سه دانشکده پرستاری و با همکاری سازمان نظام پرستاری ایران تهیه شده، تجربیات ۱۳ پرستاری که به مدت دو هفته در شهر زلزله زده بم به امور امدادرسانی مشغول بودند به عنوان مبنای مطالعه در نظر گرفته شده است.
بنابر آنچه در گزارش آمده پرستاران مورد مطالعه همگی از تحصیلات دانشگاهی برخوردار بوده و بیش از ۱۲ سال سابقه کار در مراکز بهداشتی و درمانی داشتهاند.
سه نارسایی اصلی که پرستاران مورد مصاحبه به آنها اشاره کردهاند عبارت است از: تجربه ضعیف در کارهای گروهی، فقدان آمادگی عملی برای کار در شرایط بحران و کمبود دورههای آموزشی پیش از وقوع بحران.
پاسخها
یکی از پرستاران شرایط خود در زمان امدادرسانی را چنین توصیف کرده است: "خسته و درمانده شده بودم و در حالی که مسئولیت داشتم در چنین وضعیتی کاری انجام بدهم اما نمی دانستم چه کاری درست است... اگر دستورالعملی برای کار داشتیم میدانستیم چه کاری باید انجام داد"
پژوهشگران میگویند ساير پرستاران نیز وضعيت های مشابهی را توصيف کرده بودند و این نشانه فقدان دستورالعملهای مرتبط با کار عملی در شرایط بحران است.
در بخش دیگری که به فقدان دستورالعملها اختصاص دارد به تجربه دیگری اشاره شده: "با وجود این که به سختی تلاش میکردیم اما چون دستورالعملی برای کار نداشتیم با آزمون و خطا پیش می رفتیم. اگر قبلأ میدانستیم در این مواقع باید چه کارهایی انجام داد میتوانستیم مفیدتر از این باشیم".
تقریبأ تمامی پرستاران مورد مطالعه به تجربه ضعیف در کار گروهی به عنوان یکی از عوامل ناهماهنگی در کار امدادرسانی اشاره کرده بودند. به عنوان مثال پاسخ یکی از پرستاران که در متن تحقیق درج شده چنین است: "در بسیاری از موارد کار گروهی فراموش شده بود. به دلیل این که سرگروهی برای هدایت کارها نداشتیم نتیجه کارمان مفید نبود. شخصأ فکر میکنم وقت زیادی تلف کردیم بخصوص در اوایل کار که وارد منطقه شدیم".
ناهماهنگی
پژوهشگران تأکید کردهاند که گاه ناهماهنگی در کار گروهی به نابسامانی در امور امدادرسانی منجر شده است. به عنوان مثال یک تجربه دیگر که در متن تحقیق آمده چنین است: "وقتی وارد منطقه شدیم ما هم مثل سایر مردم شوکه شدیم. هیچکس نگفت چکار کنیم یا از کجا باید شروع کنیم ... بعد از یک ارزیابی سریع تصمیم گرفتیم کاری را که خودمان تصمیم به انجامش گرفته بودیم شروع کنیم".
در بخش آموزش نیز گفته شده که اگر چه پرستاران در دوران تحصیل دورههای آموزش مربوط به سوانح را گذرانده بودند اما نیاز آنها به گذراندن دورههای بازآموزی برای کسب مهارتهای ویژه مرتفع نشده است. به عنوان مثال یکی از پاسخهای مرتبط با این بخش که در متن گزارش آمده چنین است: "اغلب غمگین بودیم، ... نمیدانستیم به عنوان پرستار باید چه کاری انجام بدهیم".
پژوهشگران میگویند این تنها جنبه عاطفی شرکت در فعالیتهای امدادی بوده که پرستاران را از آنچه انجام دادهاند خشنود نگاه داشته است و این در حاليست که چنین رضایتی را میتوان در افراد غیر متخصص نیز سراغ گرفت.
توصیههای این گزارش پیراپزشکی به پنج بخش تقسیم شده است که از آن میان میتوان به اصلاح مدیریت زمان در بحران، اصلاح نظام تصمیم گیری در بحران و تعامل مؤثر نیروهای امدادرسان با یکدیگر اشاره کرد.
زلزله بم که در ۲۷ دسامبر سال ۲۰۰۳ به وقوع پیوست علاوه بر مرگ ده ها هزار نفر - تخمين ها از 25 هزار تا بيش از 40 هزار متفاوت است - به مجروح شدن بیش از ۲۰ هزار و بیخانمان شدن ۶۰ هزار نفر از ساکنان این شهر انجامید
