تبليغاتX
باغ هنر بم

روز بم چه روزي بود

الپر موضوع جالبي را مطرح كرده است كه به نظرم قابل توجه است.چون هميشه وقتي حادثه اي پيش مي آيد و هنوز تازه است به آن توجه مي كنيم ولي چند وقتي كه گذشت آن حادثه را هر چي كه باشد ،حتي زلزله بم يادمان مي رود.

الپر از همه اهالي وبلاگستان دعوت كرده است كه به دو پرسش ،پاسخ بدهيم .

1- روز 5 دی 82 که بم لرزید، کجا بودید؟ خبر را از کی و کجا و چگونه شنیدید؟ چه حالی پیدا کردید؟
2- بهترین خبری که دوست دارید درباره بم بشنوید، چیست؟ واقعی باشد یا آرزو هم فرقی نمی کند.


در باره اين پرسش با حالا خيلي ها نوشته اند.روزبه نوشت ،سوشیانت نوشت ،هادي نيلي  نوشت،شبانگاهان نوشت ،سرزمين من  نوشت ،مانا مهر نوشت ،نیکات  نوشت ،سها نوشت ،پويا نوشت ،مهجاد همراه با پيشنهاد ديگري ابر آيي هم و خاتون باران  و غبار دل و کوپه شماره هفت و خاطراتچي و دختری از ایران و زمستان است و  آستانه  و ......

درضمن عباس عبدي هم پيشنهاد جالبي داده است.عبدي گفته :"كه پیشنهاد می کنم فراخوانی حهت مشارکت همه ساکنان دنیای مجازی برای زنده نگاهداشتن بم و حس زنده بودن در کمک به همنوع و هموطن بدهید من هم در وسع خودم در خدمت هستم :.

+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 17:29 |

کمک ها و اعتماد

در همان روز های نخست وقوع زلزله بم معلوم شد ابعاد فاجعه بیش از چیزی است که تصور می شد و به همین دلیل درخواست کمک از جهان در دستور کار قرار گرفت. در 26 دسامبر 2003 محمدخاتمی رئیس جمهور وقت ایران اعلام کرد ایران به تنهایی قادر به مقابله با پیامد های زمین لرزه بم نیست و از کشور های دیگر درخواست کمک کرد. در 28 دسامبر 2003 نخستین هواپیمای نظامی ایالات متحده آمریکا با محموله کمک های دارویی و بشردوستانه در نزدیکی منطقه زلزله زده بم فرود آمد.

ریچارد آریستاژ معاون وزیر خارجه آمریکا و محمد جواد ظریف نماینده ایران در سازمان ملل متحد در گفت وگوهایی که برای بررسی کمک رسانی آمریکا به زلزله زدگان بم برگزار شد حضور داشتند. دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در واشنگتن با انتشار بیانیه ای از همکاری گسترده ایرانیان مقیم آمریکا قدردانی کرد. روز 29 دسامبر 2003 در ادامه کمک جامعه جهانی به زلزله زدگان بم گزارش شد وزیران 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در یک جلسه ویژه در ریاض پایتخت عربستان سعودی موافقت کرده اند 400 میلیون دلار به ایران کمک کنند. 3 کشور امارات متحده عربی، عربستان و کویت پیش از این تصمیم کمک هایی برای زلزله زدگان ایران ارسال کرده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 16:42 |

بابا نانی برای دادن نداشت

هوشنگ صدفی

روی تخته سیاه کم رنگ نوشته شده بود، بابا نان... تخته سیاه در میان آسمان و زمین سرگردان بود و با هوهوی باد گاهی روی دیوار زخم خورده مدرسه تکان می خورد. آن سوتر چند بچه قد و نیم قد از لابه لای چادر برزنتی سرک می کشیدند. زن لاغر و قد بلندی حیرت زده آدم های غریبه را جست وجو می کرد. سرایدار مدرسه در زلزله بم زیر آوار مانده بود، حالا مدرسه در نداشت با کلاس های مخروبه بدون دانش آموز مانده بود. روبه روی مدرسه دولتی، مدرسه غیرانتفاعی خشتی با چارچوب های دروپنجره به تلی از خاک مبدل شده بود.

زن سالخورده ای با چهره آفتاب سوخته رو کرد و گفت؛ خوش آمدید...  

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 16:39 |

بم همچنان خمیده است

گفته می شود بم پس از 3 سال از حادثه وقوع زلزله 6/5 ریشتری سال 82، روحی دوباره یافته و زندگی در آن مثل بقیه نقاط کشور جریان دارد اما باید پرسید زندگی در کانکس با وجود فرزندانی که دچار افت تحصیلی شدید، مبتلا به افسردگی، سالک و برخی بیماری های عفونی هستند ؛ می تواند تصویر شهری آباد و زنده باشد. به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به شهرستان بم، هنگامی که وارد این شهرستان می شویم آنچه توجه آدمی را به خود جلب می کند وجود کانکس های سفید رنگ، نخلستان ها و ما بقی خار و خاشاک است.

انسان های کمی در خیابان ها تردد می کنند، انگار تلاش و کار تعریف اصلی خود را از دست داده است. هر از چند گاهی ساختمان هایی را مشاهده می کنی که در حال ساخت و ساز است اما نه با سرعتی که خانه ها در تهران ساخته می شود. روی چهره اکثر کودکان بمی، آثاری از سالک دیده می شود. با کمی دقت و نگاه در چشمان این کودکان معصوم به راحتی می توان غم درون آنان را احساس کرد. آثار اعتیاد نیز به وضوح در رخسار اکثر ساکنان این شهرستان نمود عینی دارد و کمتر می توان به فرد میانسالی برخورد که چهره عادی داشته باشد جالب است که این امر در میان این افراد بسیار عادی جلوه می کند.

وقتی وضعیت معیشتی بم را از زبان خود آنان جویا می شویم، اظهار نارضایتی می کنند و.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 16:37 |

انتظار بازسازی بم پا برجاست

امروز 5 دی ماه 1385 است. 3 سال پیش در چنین روزی زلزله ای مهیب شهر بم را لرزاند و فاجعه ای اندوهبار رخ داد. ده ها هزار نفر از ساکنان بم جان دادند و شهر ویران شد. 3 سال از آن روز غم انگیز می گذرد و انبوهی از اخبار، گزارش، تفسیر و تحلیل درباره این اتفاق دهشتناک در ایران و جهان منتشر شده است. مردم ایران که در نیمه اول دی ماه 1382 در غم این فاجعه اشک می ریختند و بر سر و سینه می کوبیدند علاقه مندند رفتار و گفتار مسوولان درباره بازسازی بم را از میان اخبار و گزارش ها ببینند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 16:35 |

چراغ والور و تن لرزان بچه های بم

با توجه به سرمای شدید در شهرستان بم، نصب سیستم های جدید سرمایشی و گرمایشی در مدارس این شهرستان به علت مصرف بسیار زیاد برق و گازوئیل آنها، در بیشتر مدارس بدون نتیجه باقی مانده و اکثر کلاس های درس فقط با چراغ های والور گرم می شود! رئیس آموزش و پرورش شهرستان بم در این باره گفت؛ این سیستم های جدید مانند فن کوئل عمل می کنند اما برای استفاده از آنها باید از برق سه فاز استفاده شود در حالی که چنین امکاناتی در برخی از مدارس بم وجود نداشته و اکثر آنها با برق تک فاز کار می کنند ضمن اینکه به علت بالا بودن مصرف برق در این شهرستان، اداره برق در این زمینه نیز با آموزش و پرورش همکاری نمی کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در چهارشنبه ششم دی 1385 و ساعت 16:32 |

بم سه سال پس از زلزله

بنيامين صدر

آفتاب كم كم از پشت دماوند پير طلوع مي كند و آخرين روز از پاييز آغاز مي شود. شفق سرخ، رنگ خود را با شهر دودآلود تهران قسمت مي كند و من بر فراز آسمان پايتخت به گزارشي فكر مي كنم كه در آن از ناامني پرواز نوشته شده بود؛ كمي مي ترسم. خلبان مقصد را جايي در دل كوير ايران شهر بم معرفي مي كند؛ خاك خسته بم كه زلزله ويرانگر سه سال پيش جان بيش از۴۰ هزار نفر از ساكنان آن را گرفت و بزرگترين بناي خشتي جهان، ارگ را ويران كرد.

از پنجره هواپيما كه پايين را نگاه مي كني تا چشم كار مي كند كوير است و كوير، خاكي به رنگ لباس سربازان وطن، يادآور استقامت و پايمردي.

دنبال آبادي مي گردي اما در مسير جاي سبزي نمي بيني. ترك هاي كوير و ردپاي شن هاي روان چشم را مي نوازد و دل را با غم زيباي غربت و تنهايي آشتي مي دهد.

يك ساعت و 45 دقيقه گذشت، ناگهان مربع مستطيل هايي را در دل كوير مي بيني به رنگ سبز نخلستان.

اندكي بعد، خلبان بعد از اعلام وضعيت فرود، مي گويد: خانم ها، آقايان تا دقايقي ديگر در فرودگاه بم به زمين خواهيم نشست، لطفاً كمربندهاي خود را ببنديد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 18:18 |

مديريت پيش از بحران

فريبرز بيات

پنجم دي ماه سومين سالگرد زلزله بم است. يكي از مرگبارترين زلزله ها در تاريخ معاصر ايران كه بيش از 40 هزار نفر كشته و نزديك به همين تعداد مجروح برجاي گذاشت، 60 هزار واحد مسكوني را ويران كرد و 5/1 ميليارد دلار خسارت به بار آورد.

وقوع چنين زلزله مهيب و ويرانگري و نيز اين كه ايران يكي از كشورهاي زلزله خيز جهان است كه هر چند سال يك بار زلزله اي مرگبار در آن رخ مي دهد، تاكنون بايد درس هاي بسياري به ما آموخته باشد. نخستين و مهم ترين درس اين است كه مديريت بحران هاي طبيعي چون زلزله قبل از وقوع بحران آغاز مي شود و اگر مي شنويم و مي بينيم كه مشابه زلزله بم در ژاپن اتفاق مي افتد اما تلفات آن از انگشتان يك دست تجاوز نمي كند و خسارات به مراتب كمتري به بار مي آورد دقيقاً به دليل مديريت پيش از بحران است. در واقع اگر بحران را مجموعه شرايطي بدانيم كه روال معمول و متداول كار و فعاليت، زندگي، سلامت و ارتباطات را به يكباره تغيير مي دهد، مديريت موفق چنين شرايط بحراني نيازمند تدارك تدابير قبلي است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 18:12 |

صاحب درد و صد نوحه گر

سيد ابوالحسن مختاباد

ماجراي ساختن باغ هنر بم و به خصوص سخن وقول برخي از هنرمندان و انديشمندان جالب است. از اين جهت كه برخي فقط نان قول خود را مي خورندو چون جناب شجريان هم از بعد رسانه اي چهره اي خبرساز است هركسي از قبل چسباندن خود به اين ماجراي چند روزي كسب شهرتي كرد و خود را دلسوز اهالي بم شناساند اما در نهايت زمان كه گذشت بسياري فهيمدندكه مصداق سخن اين هنرمندان همانا شعر معروف مولوي است كه :

ظاهري چون گور كافر پر حلل                                     وز درون قهر خدا عز وجل 

نوشته زير را بخوانيد با يادي از ايرج بسطامي كه هنوز آوار وعده هاي برخي را خانواده اش تحمل مي كنند. .......
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 10:50 |

 سوگنامه هایی برای ماتم بم

جواد شریفیان

یک:

جغرافیای خیابان پر پیچ و تاب و سایه روشن زندگی

فاصله کوتاهی است بین دو میدان

میلاد و مرگ

پنجره را اگر به سوی سرما ببندی

مرگ از سقف به درون خانه سرازیر می شود

****

ریزش اشک شاید

آسان ترین گزینه باشد

وقتی که  از وقوع زلزله در دوردست خبردار می شوی

وقتی به شکوه بر می خیزی

از

بر

خدا

که خاک مرگ  به قامت بم پاشیده است

دست آخر نتیجه میگیری که گناه از ماست

گناه ما

- من و تو -

بی عدالتی ما

- من و تو -

زیاده خواهی ما

- من و تو -

            خشم کور زمین را بیدار کرد

تا در زمستانی دیگر

در بی عدالتی دیگر

بم را به ماتم بنشاند

 .....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در دوشنبه چهارم دی 1385 و ساعت 16:22 |

 دوست داشتن همنوع  از زير آوار عظيم فاجعه سر بركشيد

  محمدرضا شجريان كه به اتفاق ۲۵ تن از هنرمندان موسيقي براي افتتاح باغ هنر بم به اين شهررفته  بود در ميان هزاران تن از شهروندان بمي گفت : بم عامل و انگيزه اي شد تا دوباره دوست داشتن همنوع را به ياد آوريم و گفت كه: «و مگر فاجعه اين نيست كه دوست داشتن را فراموش كنيم، و مگر اين آن فرجام هولناك نيست كه مهرورزيدن از خاطر بدود» و گفت كه: «بم فروريخت تا در قلب ما اشتياق سوزاني شعله كشد كه چندي به سردي نشسته است، دوست داشتن. دوست داشتن از زيرآوار عظيم فاجعه سربر كشيد.

شجريان كه اين متن را زير چادري كه تازه و به همين منظور برپا شده بود، مي خواند گفت: بم فرو ريخت. لحظه اي تلخ كه جان هايي پاك مجال يگانه زندگي را باختند. روزي تلخ، كه بهت سنگين حادثه آوار شد. سالي تلخ كه روان ما توان از دست دادن اين همه جان شيرين را مي آزمود. بم فروريخت در آن لحظه تلخ، روز تلخ، سال تلخ. سقف ها فرو نشست، زندگي مكثي كرد، و اندوه اينهمه جان باخته، روح درون ما را با خود برد.  .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:42 |

با خبرنگاران

محمد رضا رستمي

وقتي پرواز ۵۷۳ شركت هواپيمايي آسمان در فرودگاه بم به زمين نشست، نگراني فقط در چشم هاي يك نفر موج مي زد، كسي به نام محمدرضا شجريان؛ استاد آواز ايران.

او تنها كسي بود كه پيش از پايين آمدن از پله هاي هواپيما بر آستانه در مكثي كرد و بعد بي آن كه لب به سخن بگشايد، به ويرانه هاي شهري چشم دوخت كه هنوز رنگ آباداني به خود نگرفته است. شجريان وارد شهري شد كه از زمستان سال ۸۲ براي او فقط يك نام نيست، بلكه يك دغدغه بزرگ است. او وارد بم شد تا در مقابل اسكلت ساختماني بايستد و درباره آن توضيح دهد كه قرار است تبديل به بزرگترين مجتمع فرهنگي هنري خاورميانه شود. مجتمعي كه او نام «باغ هنر» را براي آن انتخاب كرده است.

در تاريخ كهن ايران هميشه پس از يك فاجعه، يك باغ هنري در شهري كه فاجعه در آن رخ داده بود، احداث مي شد كه اين باغ چند كاركرد داشت، يكي از آنها تلطيف روحيه مردمي بود كه فاجعه زندگي آنها را دستخوش تغيير كرده بود ........
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:36 |

 باغبان باغ هنر بم

                                                                                           مهدي طاهباز

زماني كه محمد رضا شجريان اعلام كرد، قصد دارد كنسرتي را در ايران و به منظور كمك به زلزله زدگان بم بر گزار كند، كمتر كسي تصور مي كرد كه استاد اين قدر پيگيرانه كار ساخت باغ هنر بم را دنبال كند.

او پس از برگزاري كنسرت، درآمد حاصله را به هيچ نهاد يا بنيادي براي رسيدن به هدفش واگذار نكرد و خود شخصا كارهاي مربوط به راه اندازي و ساخت باغ هنر بم را بر عهده گرفت.محمدرضا شجريان طي 2 سال گذشته  چندين نوبت به بم سفر كرده و از نزديك به تماشاي چند و چون ساخت باغ هنر بم پرداخته است. پروژه باغ هنر بم در اندازه اي به طول 745 متر و عرض 90 متر، شامل سازه هايي مانند مدرسه موسيقي، گالري ها، كتابخانه هنري، واحدهاي تجاري و فرهنگي و سالن اجتماعات  همراه محوطه سازي هفت باغ متوالي ايراني است. در اين باغ هنر سعي شده از مفاهيم معماري اصيل و بومي ايراني در تاكيد با ملاحظات اقليمي و منطقي استفاده شود .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 18:14 |

 اميد به همت بلند ايرانيان نيک ‌سرشت 

با وقوع زلزلة بم محمدرضا شجريان هنرمند بلندآوازه ايراني براي همراهي و کمک به آسيب‌ديدگان اين فاجعه عظيم پيشگام ساخت مجموعه هنري و فرهنگي با مشارکت گروه‌هاي مختلف مردم شد. گام نخست اين کار با برگزاري کنسرت به مدت سه شب آغاز شد. درآمد حاصل از اين کنسرت‌ها تماماٌ به باغ هنر بم اختصاص يافت. هنرمندان ديگر نيز که همزمان و در قالب خانه موسيقي و خانه هنرمندان به ياري مردم بم شتافته بودند با اين حرکت همراه شدند و کمک‌هاي جمع‌آوري شده را به باغ هنر بم ارائه کردند. در جريان اين برگزاري کنسرت در همان زمان ديگر هنرمندان ديگر نيز در ياري به مردم بم به ميدان آمدند و آن را به اين امر اختصاص دادم. در کنار آن با همراهي خانه موسيقي ايران و شرکت پاناسونيک کمک‌هاي ديگري را جمع و به حسابي ويژه واريز کرديم.

شجريان در اين خصوص مي گويد :در مشورتي که با مسئولان شهر بم به ويژه شهردار و شوراي شهر داشتم، آمادگي خود را براي اجراي طرحي که آنها به حسب تجربه و شناختي که از شهر و مردم آن دارند، مصلحت مي‌بينند، اعلام کردم. مسئولان شهر با توجه به شرايط روحي مردم اعلام کردند که اکنون بازسازي روحيه مردم بيش از ساخت فيزيکي شهر اهميت دارد و بر اين اساس درخواست کردند که بنيان مرکزي هنري جامع هنرهاي مختلف در شهر نهاده شود. چنين مرکزي ضمن تغيير فضاي رواني شهر، هويت فرهنگي و هنري شهر را نيز تقويت مي‌کند.

در اين چارچوب 7/13 هکتار زمين در موقعيتي مناسب در اختيار باغ هنر بم قرار داده شد و کار طراحي معماري آن آغاز شد. باغ هنر بم با الهام از ايده باغ‌هاي ايراني در محوري به طول 745 متر و عرض 90 متر و شامل مدرسه موسيقي، گالري، کتابخانه هنري، سالن اجتماعات و نمايش و واحدهاي تجاري و فرهنگي به همراه محوطه‌سازي 7 باغ ايراني متوالي انجام شده است.

نگرانم که بعد از زمان ، حادثه در ياد ما رنگ بازد و هر چه بيشتر مي‌گذرد، گرد فراموشي بيشتر بر خاطر ‌نشيند. بيم آن مي‌رود فاجعه و قربانيان و بازماندگان را از خاطر ببريم.

شجريان تصريح مي كند : از زماني  که نخستين گام را براي بناي باغ هنر بم را نهاديم، اين اميد را داشتم و دارم که با همت بلند تمام ايرانيان نيک‌سرشت اين کار را به نشانه اداي مسئوليت خود در برابر قربانيان و آسيب‌ديدگان به پايان بريم تا اگر نسل‌هاي آينده در صفحات تاريخ به اين حادثه رسيدند، با خود بگويند که زمانه‌اي بود که مهرباني و انسان دوستي ايرانيان، محنت و رنج قربانيان را تاب نياورد.

از طريق اين وبلاگ از همه ياري دهندگان  دعوت مي‌کنم که شجريان و همراهانش را  در ساخت اين بناي مهم ياري دهند.

قرار است  نام تمام نهادها و افرادي که در اين طرح ياري کرده‌اند، در بناي يادبودي که در فضاي باغ هنر در نظر گرفته شده است، ثبت شود.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 17:48 |

پري صابري:   درآمد نمايش جديدم را به بازسازي بم اختصاص مي‌دهم

پري صابري كارگردان تئاتر با تمجيد از اقدام محمدرضا شجريان در ايجاد جرياني براي ساخت باغ هنر بم گفت:‌ من شخصا از اين حركت ايشان پشتيباني مي‌كنم و هر كاري كه از دستم بر بيايد انجام خواهد داد.

صابري   در گفت و گو با   ايسنا با اشاره به پيشنهاد مجيد مجيدي براي تشكيل يك njo (نهاد غير دولتي) متشكل از هنرمندان گفت: پيشنهاد ايشان، پيشنهاد قابل ستايش و پسنديده‌اي است و من معتقدم كه اين نهاد با حضور هنرمندان مشهور،‌پرقدرت موفق خواهد بود.

صابري با اشاره به اين كه دو سال است كه در انتظار اجراي نمايش « ليلي و مجنون » به سر مي‌برد گفت: امسال كه نتوانسته‌ام نمايشي را به روي صحنه ببرم ولي اگر بتوانم اين نمايش يا نمايش ديگري را به روي صحنه ببرم، بخشي از عوايد آن را به باغ هنر بم اختصاص مي‌دهم.

هر كسي به عنوان يك شهروند ايراني وظيفه دارد كه در حد توان خود به بازسازي روحيه و مکانهاي فرهنگي در بم كمك كند و ما هنرمندان چون همه در اين آب و خاك زندگي مي‌كنيم نمي‌توانيم بي‌تفاوت نسبت به اين مسئله باشيم.

وي با تشكر از زحمات محمدرضا شجريان در اين زمينه گفت: اميدوارم ديگر گروه‌هاي هنري و غير هنري همگام و شريك ايشان در اين برنامه باشند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:31 |

 شجريان: رسانه ها نگذارند «بم» فراموش شود

«محمدرضا شجريان» گفت : رسانه هاي  خبري  كشور با درج  خبرهاي  مستمراجازه  ندهند فاجعه  بم  به  دست  فراموشي  سپرده  شود

    استاد آواز ايران كمك  به  مردم  داغديده  بم  وهمكاري  براي  ساخت  پروژه  باغ  هنر بم  را يك  وظيفه  ملي  دانست و اظهار داشت : ، از هيچ  كدام  از نهادهاي  دولتي  تقاضاي  كمك  نكرديم  ولي از كمك رساني  افراد حقيقي  و سازمان  و شركت هاي  دولتي  و حقوقي  استقبال  مي كنيم.متن مصاحبه شجريان در پي مي آيد. .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:24 |

   شجريان دوباره آستين هايش را بالازده تا  باغ هنر بم به سرانجام برسد

براي آنان كه مانده اند

در كنسرت اخير محمدرضا شجريان نظرخواهي انجام شد. در اين نظرخواهي از مردم مي پرسيدند كه چطور مي توانند براي همكاري با پروژه بم اعلام آمادگي كنند. از بين تمام جواب ها، پاسخ هاي دو- سه نفر خيلي روي شجريان تاثير گذاشته؛ مثلا كسي كه گفته: من دانشجو هستم، درآمدي هم ندارم، اما تا پايان اين پروژه، ماهي 5000تومان از پول توجيبي ام را به حساب مي ريزم . يا دو جوان ديگر كه نوشته بودند: ما پولي نداريم ولي حاضريم كه يك ماه به بم برويم و آنجا كارگري كنيم .

استاد آواز ايران، بعد از اين حرف ها شادمان مي شود و جمله ديگري اضافه مي كند: اين، خيلي خوب است كه جوان هاي ما به فكر كمك به بم هستند .

اصرا دارد قدرت رسانه ها را يادآوري كند. مي گويد: پيش بيني چگونگي روند فعاليت، بستگي به همت مردم و رسانه هاي خبري دارد. زمان، خاكستر فراموشي ايجاد مي كند و تنها رسانه ها هستند كه اين خاكستر را پس مي زنند. مردم بم انتظار كمك دارند .به جز چند جمله اولش، ديگر حرفي از شماره حساب نمي زند؛ آن هم يك شماره حساب نصفه نيمه. مي گويد اگر مي خواهيد با ما درتماس باشيد از يكي- دو هفته ديگر سايت مان راه مي افتد، اما حتي آدرس سايت را هم نمي دهند. اين اطلاعات را از روي بروشور برمي داريم، تنها براي اينكه اطلاع داشته باشيد:

شماره حساب۴۲۸۰ (ريالي) بانك ملي شعبه هفت تير(كد۴۴۴)

شماره حساب 2200777 (ارزي) بانك ملي شعبه هفت تير به نام محمدرضا شجريان

نگار مفيد

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سيد افشين اميرشاهي در جمعه یکم دی 1385 و ساعت 15:14 |